حرفهای تو دل بروووو
برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: «غصه نخور، میگذرد …» ........................................................................ من و تو! ....................................................................... خدایا ! دستت را از روی اسپیس بردار........ بس نیست این همه فاصله؟ ....................................................................... عاشقانه های هندسی من زاویه ام. ...................................................................... برای تا ابد ماندن باید رفت ... گاهی به قلب کسی ... گاهی از قلب کسی !
برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا …
دلم ، از دست من خسته است .
در کافه !
کنج دیوار !
روبروی هم !
قهوه را نخوردیم !
حرف هایمان به اندازه کافی تلخ بود !
هزار سال هم که بگذرد من همینم.دریغ از یک درجه که چاق یا لاغر شوم.
تو بیا مکملم باش.


