حرفهای تو دل بروووو
همه دنیا را برای خویش نمی خواهم چرا که آرامشی نخواهد ماند! تنها خلوتی برای خویش ، حرمتی برای انسان و اندکی نان کافیست. ................................................................................................................ هوا ابری بود و باران به شدت می بارید، کودک کودک به آرامی گفت : خدایا گریه نکن همه چی درست میشه. ................................................................................................................ من شعر سکوتم را در گوش تو خواهم خواند شبهای بلندم را با یاد تو خواهم ماند من ریشه ی عشقم را در قلب تو خواهم کاشت آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت.
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٩ساعت
٩:۳۱ ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |


