http://www.setmapi.com?rgm=faranak201


حرفهای تو دل بروووو

از زلف پریشان تو آشفته‌ترم من / در کوی تو آشفته چو باد سحرم من / باشد که بیاید ز گلستان تو بویی/ عمریست که چون باد صبا در به درم من

............................................................................................

ما غصه‌خور تلخی فریاد شماییم / شادیم در آن لحظه که در یاد شماییم

............................................................................................

تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته / یه لحظه با تو بودن بالاتر از بهشته

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢۸ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

خدا آن حس زیباست، که در تاریکیه صحرا، زمانی که هراس مرگ می‌دزدد سکوتت را ، یکی مثل نسیم سرد می‌گوید: کنارت هستم ای تنها......... و دل آرام می‌گیرد.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

شماره حساب لبهاتو بده میخوام میلیونها بوسه تو حسابت بریزم

......................................................................................

روزی که مرا بر گل رویت نظر افتاد / احساس نمودم که دلم بر خطر افتاد / تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت / زیبایی گلهای بهار از نظر افتاد

......................................................................................

د یشب قشنگترین ساعتمو زدم شکستم چون لحظه‌های بی تو بودن رو به رخم می‌کشید

.....................................................................................

 من هنوز از می چشمان سیاهت مستم / گفتم بنویسم که به یادت هستم

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

رفتم ساعت بخرم اما هیچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که دیدمت نبودقلب

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٦ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

ای نام تو زیباترین آیه عشق / در کوی تو هست نشان خانه عشق / ما را در این دیر آرزویی نیست / جز اینکه باشیم ره رودخانه عشق

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

اسمتو روی کوه نوشتم ریزش کرد،رو آب نوشتم بخار شد، رو کاغد نوشتم پاره شد، آخه این چه اسمیه تو داررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررریییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

قلب من با قلب تو خورده گره قلبنکنه ناز کنی باز کنی این دو گرهقلبدو کلام حرف حساب باهات دارمقلبمی خوام بگم بامعرفت دوست دارمقلب

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

عشق میوه تمام فصلهاست که دست همه بر شاخسارش می‌رسد(مادر ترزا)

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱۸ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

از تو  می‌گیرد وام هر بهار این همه زیبایی را/ هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو!

در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار! کاروانهای فرو مانده خواب از چشمت بیرون کن!

باز کن پنجره را! تو اگر باز کنی پنجره را، من نشان خواهم داد به تو زیبایی را!

بگذر از زیور و آراستگی

من تو را خواهم برد که در آن شوکت پیراستگی چه صفایی دارد

آری از سادگیش ، چون تراویدن مهتاب به شب

مهر از آن میبارد....

باز کن پنجره را

من تو را خواهم برد به سر رود خروشان حیات، آب این رود به سرچشمه نمی‌گیرد باز

بهتر آنستکه غفلت نکنیم از آغاز..

بازکن پنجره را...

صبح دمید...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

 علم ثابت کرده شکر در آب حل می‌شودپس هیچ وقت زیر بارون نروچون شیرین ترین دوستم و از دست میدم.فداتقلب

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد/ ما به قربان تو رفتیم همانجا ماندیم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت /بیچاره از این عشق سوختن آموخت/فرق من و پروانه در این است/ پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

این جهان و آن جهان وهر چه هست/ عاشقان را روی معشوق است و بس/ گر بنا شد قبله عالم مرا/ قبله من کوی معشوق است و بس

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

حکمت وزیدن باد رقصاندن شاخه ها نیست/ امتحان ریشه هاست!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

زندگی نیست به جز عشق ،به جز حرف محبت به کسی/ورنه هر خارو خسی زندگی کرده بسی!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

تو نعشگی خمارتیم/تو رفاقت خرابتیم/تو مردونگی نوکرتیم/تو عشق هلاکتیم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

اشکاتو پاک کن همسفر/گاهی باید بازی رو باخت/اما اینو یادت باشه/که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

نه به اون عشق و امید و آرزو/نه به این جنگ و جدال و گفت و گو/نه به اون گریه و دوستت دارمو دلتنگی/نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی/نه به دلبستگیت نه به این خستگیت!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٦:٠٤ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |
دلم کوه صبر است آبش مکن/گرفتار رنج و عذابش مکن/بیا خانه قلب من مال تو/ولی مرد باش و خرابش مکن
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |

شبهای بلند بی عبادت چه کنم/طبعم به گناه کرده عادت چه کنم/گویند کریمی است گنه میبخشد/گیریم ببخشد از خجالت چه کنم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/٧ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ توسط فرانک راد نظرات () |