حرفهای تو دل بروووو
از زلف پریشان تو آشفتهترم من / در کوی تو آشفته چو باد سحرم من / باشد که بیاید ز گلستان تو بویی/ عمریست که چون باد صبا در به درم من ............................................................................................ ما غصهخور تلخی فریاد شماییم / شادیم در آن لحظه که در یاد شماییم ............................................................................................ تو آسمون قلبم خدا خودش نوشته / یه لحظه با تو بودن بالاتر از بهشته خدا آن حس زیباست، که در تاریکیه صحرا، زمانی که هراس مرگ میدزدد سکوتت را ، یکی مثل نسیم سرد میگوید: کنارت هستم ای تنها......... و دل آرام میگیرد. شماره حساب لبهاتو بده میخوام میلیونها بوسه تو حسابت بریزم ...................................................................................... روزی که مرا بر گل رویت نظر افتاد / احساس نمودم که دلم بر خطر افتاد / تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت / زیبایی گلهای بهار از نظر افتاد ...................................................................................... د یشب قشنگترین ساعتمو زدم شکستم چون لحظههای بی تو بودن رو به رخم میکشید .....................................................................................
من هنوز از می چشمان سیاهت مستم / گفتم بنویسم که به یادت هستم رفتم ساعت بخرم اما هیچ ساعتی به قشنگی اون ساعتی که دیدمت نبود ای نام تو زیباترین آیه عشق / در کوی تو هست نشان خانه عشق / ما را در این دیر آرزویی نیست / جز اینکه باشیم ره رودخانه عشق اسمتو روی کوه نوشتم ریزش کرد،رو آب نوشتم بخار شد، رو کاغد نوشتم پاره شد، آخه این چه اسمیه تو داررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررریییییییییییییییی!!!!!!!!!!!!!!!!! قلب من با قلب تو خورده گره عشق میوه تمام فصلهاست که دست همه بر شاخسارش میرسد(مادر ترزا) از تو میگیرد وام هر بهار این همه زیبایی را/ هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو! در سحرگاه سر از بالش خوابت بردار! کاروانهای فرو مانده خواب از چشمت بیرون کن! باز کن پنجره را! تو اگر باز کنی پنجره را، من نشان خواهم داد به تو زیبایی را! بگذر از زیور و آراستگی من تو را خواهم برد که در آن شوکت پیراستگی چه صفایی دارد آری از سادگیش ، چون تراویدن مهتاب به شب مهر از آن میبارد.... باز کن پنجره را من تو را خواهم برد به سر رود خروشان حیات، آب این رود به سرچشمه نمیگیرد باز بهتر آنستکه غفلت نکنیم از آغاز.. بازکن پنجره را... صبح دمید... علم ثابت کرده شکر در آب حل میشودپس هیچ وقت زیر بارون نروچون شیرین ترین دوستم و از دست میدم.فدات رفت حاجی به طواف حرم و باز آمد/ ما به قربان تو رفتیم همانجا ماندیم پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت /بیچاره از این عشق سوختن آموخت/فرق من و پروانه در این است/ پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت این جهان و آن جهان وهر چه هست/ عاشقان را روی معشوق است و بس/ گر بنا شد قبله عالم مرا/ قبله من کوی معشوق است و بس حکمت وزیدن باد رقصاندن شاخه ها نیست/ امتحان ریشه هاست! زندگی نیست به جز عشق ،به جز حرف محبت به کسی/ورنه هر خارو خسی زندگی کرده بسی! تو نعشگی خمارتیم/تو رفاقت خرابتیم/تو مردونگی نوکرتیم/تو عشق هلاکتیم اشکاتو پاک کن همسفر/گاهی باید بازی رو باخت/اما اینو یادت باشه/که باز میشه زندگی رو دوباره ساخت! نه به اون عشق و امید و آرزو/نه به این جنگ و جدال و گفت و گو/نه به اون گریه و دوستت دارمو دلتنگی/نه به این خنده و این نفرت و این دلزدگی/نه به دلبستگیت نه به این خستگیت!
نکنه ناز کنی باز کنی این دو گره
دو کلام حرف حساب باهات دارم
می خوام بگم بامعرفت دوست دارم



